السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
639
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
غير مجتهد صحيح ونافذ نخواهد بود يا علم تقليدى را نيز دربر مىگيرد ودر نتيجة كسى كه از راه تقليد ، علم به احكام شرعي را به دست آورده است ، مىتواند عهدهدار منصب قضاوت شود ؟ مسئله محل اختلاف است . مشهور اجتهاد را در قاضى شرط مىدانند ؛ بلكه بر آن ادعاى اجماع شده است . 29 بنابر قول به شرط بودن اجتهاد ، آيا تجزّى در اجتهاد كفايت مىكند ويا قاضى بايد مجتهد مطلق باشد ؟ مسئله محل اختلاف است . 30 بنابر قول به عدم جواز قضاوت مقلّد ، آيا براي مجتهد جايز است فردى مقلّد را به منصب قضاوت نصب كند وبه أو اذن در قضاوت بدهد يا نه ؟ برخى آن را جايز دانستهاند . 31 8 ) . توانايى نوشتن . بسيارى توانايى بر نوشتن را در قاضى شرط دانستهاند . 32 9 ) . بينايى . آيا در قاضى بينا بودن شرط است يا نابينا نيز مىتواند عهدهدار منصب قضاوت گردد ؟ مسئله اختلافى است . قول نخست به أكثر نسبت داده شده است . 33 10 ) . آزاد بودن ( برده نبودن ) . أكثر فقها آزاد بودن را در قاضى شرط دانستهاند . 34 11 ) . ضبط . مقصود از آن غلبه نداشتن فراموشى وسهو بر انسان است . جمعى از فقها ضبط را از صفات قاضى وشرط اهليت وى برشمردهاند 35 - - ) ضبط ) . آداب : آداب قضاوت به دو بخش مستحب ومكروه تقسيم مىشود . به تصريح برخى ، بسيارى از آداب دليلي خاص ندارند ؛ ليكن فقها آنها را ذكر كردهاند . 36 نمونههايى از آداب قضاوت عبارتاند از : الف . مستحبات : 1 ) . سكونت گزيدن قاضى براي قضاوت در مركز شهر . 2 . نشستن در فضاى باز به منظور سهولت دسترسى مردم به قاضى . 3 . پشت به قبله بودن قاضى ورو به قبله نشستن دو طرف دعوا هنگام قضاوت . برخى رو به قبله نشستن قاضى را هنگام قضاوت مستحب دانستهاند . 4 . احضار أهل علم هنگام أنشأ وصدور حكم تا در صورت خطا أو را متنبّه سازند .